محمد مهدى ملايرى
218
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
د - « كتاب ما كتب به كسرى الى المرزبان و اجابته اياه » و آن كتابى بوده شامل نامههائى كه بين خسرو و يكى از مرزبانانش مبادله شده . چنان كه مىدانيم از پادشاهان ساسانى دو تن به نام خسرو ( - كسرى ) شناخته شدهاند ، يكى خسرو انوشروان و ديگر خسرو پرويز ، و هنگامى كه اين كلمه مانند اين مورد تنها استعمال شود بايد به قرينه معلوم گردد كه كدام يك از اين دو خسرو اراده شده است . در مورد كتاب اول قرينهء آن واضح است زيرا هرمز فرزند و وليعهد خسرو انوشروان بوده نه خسرو پرويز . اينوسترانزف « 1 » اين كتاب يا نصف اول آن را كه تنها شامل نامهء خسرو بوده بر رسالهاى كه امروز به نام « اندرز خسرو » در ادبيات پهلوى معروف است منطبق ساخته . نسخهاى هم كه از آن در شاهنامه يا در مآخذ اصلى آنكه در اختيار فردوسى بوده از آن استفاده شده تنها شامل نامهء خسرو بوده نه پاسخ هرمز ، زيرا در شاهنامه هم به پاسخ هرمز اشاره نشده است . ولى نسخهاى كه ابن نديم تعريف كرده شامل نامه و جواب آن هر دو بوده است . كتابهايى را هم كه در صورت بالا با نشانهء ب و ج مشخص ساختيم اينوسترانزف با كتاب اولى يكى مىداند « 1 » ، ولى ظاهرا اشتباه است ؛ يكى از آن جهت كه بسيار بعيد مىنمايد كه ابن نديم كه خود ورّاق و كتابشناس بوده يك كتاب را در يك موضع به سه نام مختلف ذكر كند ، و ديگر از آن جهت كه اين دو كتاب چنان كه در تعريف آنها آمده از لحاظ موضوع يكسان نيستند كه بتوان اين هر دو نام را از يك كتاب دانست . دو كتاب الف و ج هم هرچند هر دو شامل نامهاى هستند از خسرو به پسرش و شايد همين موضوع هم باعث آن شده كه اين هر دو نام يك كتاب دانسته شود ولى بايد دانست كه در ادبيات پهلوى و عربى غير از نامهء خسرو انوشروان به پسرش هرمز يك نامهء ديگر هم باز از خسرو به پسرش موجود بوده و شهرت فراوان داشته و شايد شهرت آن هم بيش از شهرت نامهء انوشروان به پسرش هرمز بوده ، و آن نامهء خسرو پرويز به پسرش
--> ( 1 ) . INOSTRANZEV ، نگاه كنيد به فصل سوم از ترجمهء انگليسى كتاب او به نام Iranian influence on moslem literature .